امیدوارم در این زندگی کسی را پیدا کنید که شما را به همان شکلی دوست داشته باشد که مائوریسیو پوچتینو تاتنهام هاتسپر را دوست دارد. چنگال اسپرز بر قلب او به نظر میرسد که از جنس یک اثر کلاسیک ادبی است: شریک ناقص او که در اولین نشانه مشکل، همه چیز را کنار گذاشت، صرفاً باید هر از گاهی او را برای احیای امیدهای بازگشت، بررسی کند. شاید کمی افراطی باشد، اما افشای این هفته - مبنی بر اینکه او حتی اگر تاتنهام سقوط کند و غیبت خود را به زمانبندی ناقص نسبت دهد، نه به دلیل واگذاری یک عنوان ده ساله به باشگاه، به تاتنهام بازمیگردد - به طور ضمنی شرایط بازگشت او را به عنوان سرمربی ایالات متحده مشخص کرده است. دیگران ممکن است همیشه به خدمات او علاقه داشته باشند، و یک رقیب خاص در شمال لندن هرگز در را به روی آنها کاملاً نمیبندد. پوچتینو این هفته گفت: «حالا این یک قرارداد چهار ساله است، متفاوت است. «ما میتوانیم فصل آینده کوپا آمریکا یا جام طلایی را از دست بدهیم، آنها از ما راضی نیستند و میتوانند ما را اخراج کنند. یا میتوانیم بگوییم: «باشه. این آنطور که ما فکر میکنیم نیست.» چهار سال متفاوت است. شاید حالا اگر کسی در آینده تماس بگیرد، یک نوع متفاوت، متفاوت [از چیزها] باشد. ما هیجانزده هستیم، ما فکر میکنیم که چهار سال تا جام جهانی بعدی را سپری خواهیم کرد. اما حالا این یک دوره طولانی است.» اگر شما یک هوادار اسپرز هستید، یادآوری روزهای افتخار دهه گذشته قلب شما را گرم میکند. اگر شما یک هوادار ایالات متحده هستید، از شنیدن این همه درباره تیمی غیر از تیمی که او مربیگری میکند، خسته شدهاید. اگر نفرین شدهاید که هر دو را حمایت کنید، این باید زمان بسیار گیجکنندهای باشد. و اگر شما فوتبال ایالات متحده هستید، میدانید که دیگر هیچ برگ برندهای برای پیشی گرفتن از هرگونه علاقه خارجی ندارید. نمیتوان جذابیت مربیگری یک تیم میزبان جام جهانی را، با مسیر مستقیم به گلدان یک و حمایت پرشور از هر بازی، دست کم گرفت. پوچتینو که از قبل چهرهای آشنا برای آمریکاییهایی بود که این ورزش را دنبال میکنند، به یک پدیده واقعی در چشمانداز گستردهتر ورزش تبدیل شد. میلیونها آمریکایی افکار موازی داشتند که او، با لباس زیبا در یک پیراهن سافاری ۵۰۰ دلاری، شبیه راسل کرو است - شاید به طور ضمنی نشان میدهد که میلیونها آمریکایی مدتها جذابیت راسل کرو را دست کم گرفتهاند. در مقایسه با پست قبلیاش در چلسی، شغل ایالات متحده آرامش نسبی را ارائه میداد. پوچتینو هرگز تا این حد در پادکستهای طولانی مدت حضور نداشته است. آهنگ ضربهای و شروع مدیریت بینالمللی برای مردان فوتبال که از شرکتسازی دقیق بازی باشگاهی خسته شدهاند، جذاب است. از این نظر، پوچتینو در میان شرکتهای محترم است. دو سال پس از اینکه یورگن کلوپ لیورپول را با ذکر خستگی ذهنی ترک کرد، او مجموعه لباسهای ورزشی خود را با لباسهای تازه از تیم ملی آلمان تازه کرده است. او در اولین کنفرانس مطبوعاتی خود، شرایط خدمات خود را با صدای بلند برای مطبوعات خواند - و برای آن مورد ستایش قرار گرفت. کارلو آنچلوتی عجلهای برای ترک برزیل پس از یک تورنمنت متوسط نداشت، علیرغم سوالات واقعی در مورد عمق و کیفیت استخر در خط میانی. حتی پپ گواردیولا بلافاصله پس از ده سال حضور در منچستر با ایتالیا صحبت کرد. آنچه در مورد پوچتینو با، مثلاً، کلوپ متفاوت است، اشتیاق او برای بازگشت به چرخه باشگاهی است. حتی در بالای تشکیلات فوتبال ردبول، کلوپ به سرعت هرگونه اشاره به بازگشت به مدیریت را رد کرد. در مقابل، پوچتینو بلافاصله قبل از جام جهانی ۲۰۲۶ با میلان در مورد جای خالی مربیگری آنها صحبت کرد. ممکن است یک پاسخ ساده وجود داشته باشد. هر یک از آنچلوتی، گواردیولا و کلوپ - شرکتی که پوچتینو به طور منظم با آنها مرتبط است - قهرمان انگلیس و اروپا شدهاند. پوچتینو در این مرحله به آن قلهها نرسیده است. آیا هدفگذاری برای نیمه نهایی کوپا آمریکا جذابتر از بازگرداندن تاتنهام به اوج قبلی است؟ چه میشود اگر رسیدن به یک چهارم نهایی جام جهانی در اقیانوسی دور از دهها هزار نفری که یکی از قبلیها را همراهی میکردند؟ فوتبال ایالات متحده چه چیزی را میتواند ارائه دهد که باشگاههای همسطح او - تاتنهام و فراتر از آن - نتوانند از آن فراتر روند؟ در حالی که پوچتینو و یارانش بهانهای برای عدم اجرای خود در برابر بلژیک دارند، این واقعیت باقی میماند که تیم ملی ایالات متحده دوباره در مرحله یک هشتم نهایی حذف شد. درست مانند دوران باب بردلی در سال ۲۰۱۰. و یورگن کلینزمن در سال ۲۰۱۴. و گرگ برهالتر در سال ۲۰۲۲. از نظر تئوری، پوچتینو با انجام یک بررسی کامل از استخر بازیکنان، وارد دومین چرخه خود در موقعیت قدرت خواهد شد. چهرههای تازه دیگر بازیکنان معمولی MLS یا بازیکنان در لیگهای پایینتر اروپا نیستند. در عوض، آنها امیدهای نوظهور هستند: پدیده ۱۶ ساله کاوان سالیوان، نمایشدهنده جدید کریستال پالاس، ژاویر گوزو، دروازهبان مورد انتظار لاماسیا، دیگو کوشن. در واقع، کار با بازیکنان جوان و ترکیب آنها با هسته تثبیت شده و شناسایی مدافعان مرکزی قویتر برای همراهی با کریس ریچاردز باید یک پروژه هیجانانگیز باشد. هسته اصلی در وضعیت خوبی قرار دارد، با ستارههای تابستان امسال - فولارین بالوگون، الکس فریمن، ریچاردز و مالک تیلمن - همگی ۳۰ ساله یا کمتر در تابستان ۲۰۳۰. دلایل زیادی برای این فکر وجود دارد که این برنامه برای یک حضور عمیق در جام جهانی بعدی نسبت به سال ۲۰۲۶ در موقعیت بهتری قرار دارد. عملی کردن آن پتانسیل نیازمند یک چشمانداز روشن و تلاش متعهدانه برای ارتقای استاندارد این تیم در طول هر پنجره چهار سال آینده است. چشمک زدن به کارفرمایان گذشته به سختی این سطح از تعهد را نشان میدهد. و بنابراین، برای چهار سال آینده، درست مانند سال گذشته، بزرگترین سوال پیرامون تیم ملی ایالات متحده این نخواهد بود که در