بهار آینده، وقتی تالار مشاهیر فوتبال آمریکا از کلاس جدید خود استقبال میکند، شکوه و جلال خاصی در آنجا حاکم خواهد بود. این تالار که در گوشهای از استادیوم تویوتا، خانه اف سی دالاس در لیگ برتر فوتبال آمریکا قرار دارد، کتهای قرمز امضا شده مشاهیر را به نمایش خواهد گذاشت. دست دادنها و سخنرانیهای بازیکنان و مربیان، و بازگشتهای اشکبار به دوران کودکی و حرفه ورزشیشان برگزار خواهد شد. بسیاری از افراد درگیر، البته اسطورههای فوتبال آمریکاییتبار خواهند بود. با این حال، هر از گاهی، بازیکنی که تاثیر او فراتر از مرزهای ایالات متحده است، بر صحنه میدرخشد. سال آینده نیز ممکن است چنین باشد، زمانی که تالار مشاهیر به طور بالقوه اسطوره انگلیسی، دیوید بکام را به جمع خود اضافه کند. برخی از خوانندگان در خارج از کشور - و قطعاً بسیاری از خوانندگان در داخل ایالات متحده - تعجب خواهند کرد که چرا تالار مشاهیر به ظاهر آمریکایی باید غیرآمریکاییها را بپذیرد، کاری که از بدو تأسیس انجام داده است. پاسخ در ماهیت خود بازی آمریکایی نهفته است. حتی اولین قهرمانان ما - جو گیتجنس و امثال او - مهاجر بودند، گیتجنس گل معروف خود را در جام جهانی ۱۹۵۰ مقابل انگلیس به ثمر رساند، در حالی که او حتی شهروند ایالات متحده هم نبود (او هرگز شهروند نشد). با گذشت دههها، قهرمانان بزرگ آمریکاییتبار شروع به ظهور میکنند، اما همچنان از چهرههای خارجی پیشی گرفتهاند. تاریخچه لیگ فوتبال آمریکای شمالی مملو از اعضای خارجی تبار تالار مشاهیر کشور مانند پله، فرانتس بکنباوئر و کارلوس آلبرتو است. حتی لیگ برتر فوتبال داخل سالن نیز در نهایت سهم خود را دریافت کرد: همین سال گذشته، استیو زونگول، "ارباب تمام داخل سالنها"، معرفی شد. تاتو، یکی دیگر از اسطورههای خارجی تبار این عرصه، به نظر میرسد امسال معرفی شود. همه اینها به این معنی است که سابقه وجود دارد. اگر سهم قابل توجهی در فوتبال ایالات متحده داشتهاید، واجد شرایط هستید - نقطه. این همانطور است که باید باشد. با این معیار، شکی در مورد صلاحیت بکام وجود ندارد. شاید مستقیمترین قیاس برای مشارکتهای او، حرفه پله باشد که در سال ۱۹۷۷ به ایالات متحده آمد و چشمانداز این ورزش را در این کشور متحول کرد. مانند دوران حضور بکام در لس آنجلس گلکسی، دوران بازی این بازیکن برزیلی موفقیتآمیز بود. او در سال ۱۹۷۷ قهرمان لیگ شد و در تمام طول دوران حضورش در ایالات متحده بسیار پرکار بود. او در هر مصاحبهای شرکت کرد، تقریباً هر امضایی را زد و سپس یک کمپ فوتبال در نیوجرسی تأسیس کرد که هزاران کودک عاشق فوتبال را تربیت کرد، که بیش از یک نفر از آنها برای تیم ملی مردان ایالات متحده بازی کردند. او سالها پس از بازنشستگی همچنان حضوری پررنگ داشت. با این حال، پس از همه اینها، فوتبال حرفهای در ایالات متحده تقریباً در عرض هفت سال پس از رفتن او فروپاشید. دوران بازی بکام با گلکسی (۲۰۰۷-۲۰۱۲) از برخی جهات موفقتر از دوران پله بود. در مورد ورود پرهیاهوی او به ایالات متحده، که توسط گرانت وال فقید در کتابش "آزمایش بکام" به طرز ماهرانهای روایت شده است، بسیار گفته شده است . اما پس از فروکش کردن گرد و غبار، بکام به مهرهای کلیدی برای گلکسی تبدیل شد و در کنار لاندون دونووان (که خود عضو تالار مشاهیر است) باشگاه را به دو قهرمانی لیگ و دو جام شیلیدرز هدایت کرد. اما تاثیر واقعی او در سطح لیگ بود. لیگ برتر فوتبال آمریکا مکانیسم کاملاً جدیدی را برای بازیکنان ایجاد کرد - قانون بازیکن تعیین شده - تا ورود بکام را تسهیل کند، قانونی که اساساً واقعیت آن را تغییر داد. مانند پله، انبوهی از طرفداران ناآشنا ورزشگاههای لیگ برتر را برای دیدن بکام پر کردند. و درست همانطور که آن برزیلی انجام داد، بکام فراتر از پایان دوران بازی خود ماند و در نهایت اینتر میامی لیونل مسی، پرچمدار فعلی لیگ را تأسیس کرد. تالار مشاهیر نامزدها را در سه دسته معرفی میکند: بازیکن، پیشکسوت و سازنده، که دسته اخیر برای کسانی است که کارشان عمدتاً خارج از زمین بوده است. معرفی بکام در این سال در دسته پیشکسوتان است، جایی که او در کنار نه نامزد شایسته دیگر قرار دارد. حضور نام او موضوع بحثهای زیادی در میان رایدهندگان تالار بوده است که من یکی از آنها هستم. استدلال علیه معرفی او بر این واقعیت متمرکز است که در چندین سال، نام بکام احتمالاً در لیست نامزدهای "سازنده" مطرح خواهد شد. مطمئناً، کمک به تأسیس اینتر میامی و جذب بزرگترین بازیکن تاریخ برای بازی در آنجا، با این معیار قابل بررسی است. بنابراین اگر او شانس خوبی برای ورود به این روش دارد، پس چرا این جایگاه را برای شخص دیگری ذخیره نکنیم؟ اما به نظر من، معرفی او در حال حاضر یک تصمیم آسان است - چرا صبر کنیم؟ دوران بازی بکام به تنهایی در مقایسه با بسیاری از اعضای تالار مشاهیر، مطلوب است. و در حالی که او بدون شک یک "سازنده" است، بخش بزرگی از آن کار همزمان با دوران بازی او بوده است. صرف حضور او در زمین، لیگ نوپای را مشروعیت بخشید و منجر به رونق یک دههای شد که طی آن تقریباً دو برابر شد. البته، این تنها کار بکام نیست - بسیار دور از آن - اما من به راحتی میتوانم استدلال کنم که تأثیر بکام بر فوتبال آمریکا به بزرگی تأثیر پله است - و پله، البته، جایگاهی در تالار مشاهیر دارد. بنابراین، بکام انگلیسیتبار یکی از آرای من برای معرفی را دریافت خواهد کرد. در حقیقت، سه نفر از پنج انتخاب من برای معرفی (بکام، تاتو، کن کوپر سینیور، تیفانی رابرتز و کلینت ماتیس) خارجیتبار هستند. این به نظر من واقعاً آمریکایی است.