در دوران کووید، زمانی که ورزش از سر گرفته شد اما بدون تماشاگر، من تعدادی برنامه آنلاین عجیب و غریب را برای پر کردن خلاء زندگی واقعی میزبانی کردم. نکته برجسته این بود که ۴۵ دقیقه با دارن گوف در مورد یک کرگدن برنزی هماندازه با انسان در ۱۵ کادر کوچک در یک تماس زوم صحبت کردم. به یاد ندارم این برنامه برای چه کسی بود و کرگدن از کجا آمده بود – اما ممکن است در باغ او باشد. در نهایت، من قبل از بازیهای لیگ اروپا، تماسهای مجازی زوم شرکتی قبل از بازی را برای هاینکن انجام میدادم. این نسخه وایفای کلاب ومبلی بود: یک پرسش و پاسخ در صحنه بین یک مجری عمومی و برخی از بازیکنان سابق در حالی که شما سعی میکنید با دوست خود صحبت کنید و یک تکه گوشت ناشناس را با مقداری سیبزمینی دوفینوا بخورید. من در مربع کوچک خودم با لوئیس گارسیا در مربع کوچک او در مورد گل شبح صحبت میکردم در حالی که گروهی از چهرهها و اتاقهای نشیمن یا میزهای آشپزخانه به شما خیره میشدند، شاید علاقهمند، شاید هم نه. آیا آنها حتی میخواستند آنجا باشند؟ آیا ما روی حالت بیصدا بودیم در حالی که کسی از بازاریابی جعبه خالی لپتاپ من را پر میکرد و در تلویزیون پشت سر من Death In Paradise را تماشا میکرد؟ قطعاً ایجاد یک فضای شگفتانگیز با مارک فان بومل دشوار بود در حالی که اتصال اینترنت او قطع شد و یک یادداشت کوچک در یک سند گوگل ظاهر شد که به من میگفت ۲۵ دقیقه با خاطرات مورد علاقه من از لیگ اروپا پر کنم. آیا این سرهای بیجسم در مقابل من خواهان آن بررسی عمیق بودند که در مورد قهرمانیهای تونی پارکس در سال ۱۹۸۴ دریافت کردند؟ چند نفر از آنها از بازی گری مابوت در پست هافبک میانی و مهار انزو چیفو از بازی خبر داشتند؟ یکی از مهمانان دیمیتار برباتوف بود. نیم ساعت قبل از برنامه وارد میشدید و سلام میکردید، سعی میکردید نوعی ارتباط صمیمانه با مردی در بلغارستان (فکر میکنم) برقرار کنید که ظاهراً میخواست زود بیاید و برود و به زندگی اجتماعی با فاصلهگذاری که در صوفیه ارائه میشد، بازگردد. او ممکن بود انرژی آکابوسی را نداشته باشد، و صرفهجویی او در کلمات شبیه سبک بازی او بود – چرا وقتی یک کلمه کافی است، صد کلمه استفاده شود؟ اما او درگیر بود و کار را به خوبی انجام داد. من مطلقاً برباتوف را به عنوان یک بازیکن دوست داشتم. تماشای اینکه او چگونه یک ضربه دروازه را از آسمان میگرفت، زیباتر از تماشای بسیاری از بازیکنان دیگر بود که توپ را از فاصله ۲۵ یاردی به گل تبدیل میکردند. یک ویدیوی یوتیوب به نام دیمیتار برباتوف – بهترین لمس اول دستنیافتنی؟ وجود دارد. این با ایستادن او مانند تیر چراغ برق در خط میانی در کِراوِن کاتج و متوقف کردن یک توپ عرضی به صورت کاملاً ثابت مانند سندان آغاز میشود. بازگشت به تماس زوم: من از دیمیتار استقبال میکنم، او سلام میکند، من تحسینم را برای او بیان میکنم، و سپس به او میگویم که او فوتبال را آسان جلوه داد. آیا او آن را آسان یافت؟ او پاسخ داد: «بله». کاملاً واقعبینانه. سعی نمیکرد تحت تأثیر قرار دهد – فقط توضیح میداد که فوتبال آسان بود. و برای کسی مانند برباتوف، این سطح متفاوتی از «لمس خوب برای یک مرد قدبلند» است. این نهایت لطف در زمین فوتبال است. و شاید برای بازیکنان قدبلند و ماهر محفوظ باشد. من احتمالاً قبلاً از کلمه «آهسته و پیوسته» استفاده کردهام اما نمیتوانم هیچ استفاده دیگری از این کلمه را تصور کنم – محفوظ برای بازیکنانی که تقریباً باله میرقصند. آیا گفتن اینکه از نظر زیباییشناختی زیباتر از دیدن مسی یا مارادونا است که از دفاع عبور میکنند، دیوانگی است؟ تقریباً به نظر میرسد که مرکز ثقل پایین به شما مزیت ناعادلانهای در مهارت فنی میدهد. هیچ بازو و پای درهمپیچیدهای برای جلوگیری از درخشش طبیعی شما وجود ندارد. مغز متعصب من فوراً به گلن هادل میرود که با یک حرکت از دفاع آکسفورد یونایتد عبور میکند، و با یک حرکت پا دروازهبان را مینشاند. همه اینها میگوید: «این برای من آسانتر از شماست.» که ما را به کای هاورتز میرساند – و آن حرکت نمایشی مقابل چلسی. هرچه فوتبال بیشتر شبیه آن طرح دیوید میچل میشود، بیشتر از این شگفتزده میشوم که هنوز لحظاتی در بازی وجود دارد که منجر به یک صدای غیرارادی از اعماق وجود میشود. توپ از کریستوس تزولیس قطعاً برای اوست. هاورتز به جلو اشاره میکند که توپ را کجا میخواهد. اگر آنجا بازی شود، او احتمالاً میتواند اولین شوت را بزند. اما وقتی توپ میرسد، کنترل آن یک انتخاب منطقی بود. پشت به دروازه. او میتوانست بچرخد و شوت بزند، یا فقط توپ را نگه دارد. بازیکنان خوب زیادی برای پاس دادن وجود دارند. حتی نحوه بلند کردن پای چپش در آخرین لحظه برای عبور توپ به سمت مارتین اودگارد لذتبخش است. فراموش کردن سرعت بازی در این سطح آسان است. و وقتی از تلویزیون تماشا میکنید که دیدن پاس بسیار آسانتر است، همچنین فراموش میکنید که این بازیکنان این دید را ندارند. کسی جایی گزارشی در مورد تواناییهای اسکن هاورتز تهیه کرده است. او به نظر نمیرسد که به عقب نگاه کند تا بررسی کند اودگارد کجاست. اما آگاهی محاسبه سختی است. او فقط میداند. و همه این کارها را در یک لحظه انجام میدهد، حتی کمتر از یک لحظه. چقدر شگفتانگیز است که میتوانی بدون لمس توپ کارهای زیادی انجام دهی. بسیاری از مردم با پرسیدن مکرر اینکه آیا آرسنال به یک مهاجم نوک نیاز دارد، کار خوبی انجام میدهند، بنابراین من نمیخواهم آنها را بیکار کنم. و هاورتز کامل نیست – او رابی فاولر در محوطه جریمه نیست. اما او در دو فینال لیگ قهرمانان گلزنی کرده است. او فصل گذشته قهرمان لیگ شد. بسیاری از بازیکنان زیبا و باوقار تمایل دارند بدون ارائه در بزرگترین موقعیتها، زیبا و باوقار باشند. هاورتز هر دو کار را انجام میدهد. و وقتی او کار را درست انجام میدهد، به نظر میرسد که برای او آسان است. تصور کنید که آسا