سه سال از دوران دکو: چگونه مدیر ورزشی اتفاقی بارسلونا باشگاه را به آرامی تغییر داد هیچ دوره کارآموزی متعارفی وجود نداشت. هیچ دهه ای از انتقال از بخش استعدادیابی به دفتر جذب، یادگیری پیچیدگی های ساخت تیم، یک مذاکره در یک زمان. همچنین هیچ دوره قبلی در مدیریت بخش ورزشی یکی دیگر از باشگاه های بزرگ اروپایی، یا در هر سطحی از باشگاه، وجود نداشت. هنگامی که بارسلونا در ۱۶ اوت ۲۰۲۳ رسماً کلید عملیات فوتبال خود را به دکو سپرد، از مردی بدون نقشه خواستند تا به آنها کمک کند دوباره طلا پیدا کنند. او صلاحیت های دیگری داشت. دکو فوتبال نخبه را درک می کرد زیرا آن را به عنوان یک فوتبالیست در بسیاری از باشگاه ها، از جمله بارسا تجربه کرده بود. پس از بازنشستگی، او وارد حوزه نمایندگی بازیکنان شد، با مخاطبین در سراسر اروپا و آمریکای جنوبی ارتباط برقرار کرد و تجربه ای از طرف دیگر میز مذاکره به دست آورد. قبل از انتصابش، او به طور غیررسمی با خوان لاپورتا همکاری کرده بود و رافینیا را در طول انتقال بازیکن برزیلی از لیدز یونایتد به بارسلونا نمایندگی کرده بود. با این حال، مدیر برنامه بودن با مدیریت عملیات ورزشی در باشگاهی مانند بارسا یکسان نیست. سه سال بعد، برجسته ترین کار دکو به عنوان مدیر ورزشی بارسا نه یک خرید متحول کننده یا یک مذاکره دیدنی بوده است. بلکه ساختار آهسته چیزی بوده است که بارسلونا اغلب در حفظ آن مشکل داشته است: یک عملیات ورزشی با نقش های مشخص، همسویی داخلی و به طور فزاینده، کنترل. کم کردن صدا دکو تغییرات بزرگی در بارسلونا ایجاد کرده است. (عکس از والریو پنیسینو/گتی ایماژ) شاید غیرعادی ترین صدا در پنجره نقل و انتقالات اخیر بارسلونا، سکوت محض بود. سکوت می تواند کر کننده باشد. آنتونی گوردون، کریم آدیمی، گابریل ژسوس و روخو همگی عملیاتی بودند که فازهای تعیین کننده آنها با احتیاط قابل توجهی انجام شد. ماه ها کار هماهنگ بین دکو، هانسی فلیک، بویان کرکیچ و خوان لاپورتا در پشت صحنه انجام شده بود، با ارتباط مداوم در مورد استراتژی تابستانی باشگاه. این در بارسلونا اهمیت دارد. این باشگاهی است که در آن اهداف نقل و انتقالاتی قبل از شروع مذاکرات در رسانه ها به طور عمومی مورد بحث قرار گرفته اند. هر جلسه به یک عکس تبدیل می شود. هر گزینه به یک تیتر تبدیل می شود. بارسا ، به عنوان یک باشگاه، تقریباً همیشه از موضع ضعف مذاکره کرده است. به نظر می رسد دکو مصمم تر شده است تا نشت اطلاعات رسانه ای را به حداقل مطلق برساند و او در تابستان ۲۰۲۶ دقیقاً در این امر موفق شد. زیرا احتیاط یک اهرم است. اگر باشگاه فروشنده نداند که بارسا چقدر ناامید است، شانس کاتالان ها برای دستیابی به یک معامله مطلوب بیشتر می شود. گاهی اوقات مفیدترین سهم یک مدیر ورزشی، دانستن زمان صحبت نکردن است، و دکو این را به کمال درک کرده است. غریزه قبل از الگوریتم ها دلیل دیگری وجود دارد که بارسلونای دکو به طور فزاینده ای متمایز به نظر می رسد. او الگوی مدیر ورزشی مدرن نیست که در اتاقی با مدل های استعدادیابی، داشبوردها و جریانی بی پایان از معیارها قفل شده باشد. داده ها جایگاه خود را دارند، اما غرایز او سنتی تر است. دکو عمدتاً از اعداد برای تقویت آنچه که از قبل می بیند و حس می کند استفاده می کند، نه برعکس. این تمایز مهم است زیرا ایده دکو از ساخت تیم فراتر از شناسایی بهترین فوتبالیست موجود است. داده ها در عملیات دکو مرکزی بوده اند. (عکس از الکس کاپاروس/گتی ایماژ) او به اثر موجی که می تواند از امضای یک فوتبالیست خاص در رختکن ایجاد شود، علاقه مند است. استراتژی اخیر تمدید قرارداد بارسلونا یک مثال ارائه می دهد. پدری تا سال ۲۰۳۰، لامینه یامال تا سال ۲۰۳۱ و رافینیا تا سال ۲۰۲۸ قرارداد دارند، در حالی که باشگاه همچنین به شدت برای تامین امنیت بخش زیادی از ستون فقرات جوانان اطراف آنها اقدام کرده است. این تمدیدها قطعاً محافظت مالی هستند، اما همچنین تلاشی برای ایجاد تداوم هستند. به نظر می رسد دکو معتقد است که یک تیم موفق به چیزی بیش از استعداد روی استعداد نیاز دارد. این به شخصیت هایی نیاز دارد که قادر به جذب فشار، مدیریت بازیکنان جوان تر و حفظ ثبات رختکن باشند. کسی باید به چلسی بگوید. این به توضیح برخی از تصمیماتی که او گرفته است کمک می کند، که ممکن است در غیر این صورت منطقی به نظر نرسند. وویچک شزنی در ابتدا به عنوان یک راه حل اضطراری پس از مصدومیت مارک-آندره تر اشتگن وارد شد، اما اهمیت بعدی او در رختکن یک کشف بزرگ بود. همین جنبه انسانی را می توان در نحوه تکامل و رشد بازیکنانی مانند اریک گارسیا و رافینیا به رهبران رختکن نیز مشاهده کرد. فوتبال مهم است، اما به همان اندازه فرد پشت فوتبال مهم است. فلیک روی چمن، دکو بیرون آن هیچ رابطه ای رویکرد دکو را بهتر از رابطه ای که او با هانسی فلیک ساخته است، نشان نمی دهد. بارسلونا بخش زیادی از تاریخ اخیر خود را با مرزهای مبهم بین رئیس جمهور، سرمربی تیم اول و مدیر ورزشی گذرانده است. تحت دکو و فلیک، این خطوط واضح تر به نظر می رسند. فلیک مالک هر اتفاقی است که روی چمن می افتد. دکو مالک همه چیز بیرون از آن است. این بدان معنا نیست که آنها مستقل عمل می کنند. کاملاً برعکس. فلیک، دکو، بویان و لاپورتا برای بهبود تیم بسیار همکاری می کنند، اما نقش ها و مرزها مشخص شده اند. دکو به اندازه کافی فوتبال را درک می کند تا نظرات تاکتیکی قوی داشته باشد. به عنوان یک بازیکن، او در بالاترین سطح آن حضور داشت. با این حال، یکی از نقاط قوت او به عنوان یک مدیر، درک او از این بود که نیازی به مربی دوم تیم ندارد. این همکاری تا حدی کار می کند زیرا هیچ یک از مردان به نظر نمی رسد که مشتاق انجام کار دیگری باشند. لاپورتا، سومین ستون، شرایط ایده آلی را برای اجازه دادن به این امر ایجاد کرده است. یادگیری بازی FFP بسیاری از دوران دکو به عنوان مدیر ورزشی، بارسلونا مجبور بوده است تحت محدودیت های مالی سخت کار کند. ا