به هر حال، دربی داکرها بازگشت. واقعاً باید دوباره این کار را انجام دهیم. در یک بعدازظهر دلپذیر سپتامبر در شبه جزیره برموندی، با تماشای رسانههایی که آمادهی خشم بودند، اتفاق غیرمنتظرهای در دن افتاد. یک بازی فوتبال واقعاً خوب شکل گرفت. نه وحشیانه یا خشن. هیچ صحنهی شرمآوری که هیچکس (مترجم: همه) نمیخواهد ببیند. حداقل در سکوها یا خیابانها: تنها نکتهی واقعاً تلخ، ادعای تف کردن به تاتى کاستیانیوس از وستهم بود که اکنون ظاهراً مورد بررسی قرار خواهد گرفت. در غیر این صورت، این یک تساوی هیجانانگیز و با کیفیت بالا ۲-۲ بین میلوال و وستهم بود، بازیای که در تمام ۹۰ دقیقه هیچ چیز خارج از سکوهای موجدار و لرزان دن به نظر نمیرسید، تا قطارهای مسافربری خفتهی لندن که از گوشههای باز عبور میکردند. تیم در حال تحول الکس نیل، نیمهی اولی از شدت پایدار و هنرمندانه را برای پیش افتادن ۲-۰ ارائه داد. وستهم به همه یادآوری کرد که چرا فصل گذشته سقوط کردهاند با فراموش کردن حضورشان، سپس در نیمهی دوم مسلط شدند و دو گل به ثمر رساندند. حتی لحظهای از درام اواخر بازی، جنجال و، بیایید صادق باشیم، کلاهبرداری آشکار وجود داشت، زیرا کیرل لیزبی، محمدو کانته را دزدید و سپس به تنهایی به سمت دروازه دوید، تنها به خاطر همان حریف به زمین کشیده شد. این یک کارت قرمز واضح اما همچنین اساساً بیفایده بود. لیزبی شانس خوبی برای زدن گل پیروزی داشت. یک ضربه آزاد خارج از محوطه پاداش منصفانهای برای یک عمل بدخواهانه بود. در نهایت، تساوی نتیجهی منصفانهای در بازیای بود که فوتبال، از همه چیز، برندهی آن بود. نیم ساعت قبل از شروع بازی، دن از قبل با انرژی نادر میدرخشید. اما این یک دربی اصیل بود، بازیای با زمینه و تاریخچه، هرچند که منبع اصلی تنش از زمانی که بنادر متروکه و سپس بازسازی شدند، وجود نداشته است. تاریخ عمیق واقعی است: نبردی برای کار در بنادر، رودخانهای در میان، کلوپی که از حیاط خلوت واقعی شما نقل مکان کرد (دیوار آسیاب مورد نظر درست در آن سوی رودخانه تایمز است). حتی اگر این روزها بیشتر مربوط به حافظه عضلانی، سنت خانوادگی، یاوه گویی اینترنتی باشد. حتی بنادر اکنون اسکله هستند. اگرچه اگر نگاه کنید، برخی کافههای خوب صنایع دستی در اطراف مکان وجود دارد. در غیر این صورت، این نیز یک رویداد رسانهای خودکفا بود. وقتی اتوبوس وستهم در ساعت ۱۱:۳۰ صبح رسید، احساس میشد که اینفلوئنسرهای بیشتری با میکروفونهای یقهای، خبرنگاران کنجکاوتر از نوادگان واقعی داکرهای خشمگین وجود دارند. ناامیدکننده برای برخی، شاید، تنها تهدید واقعی خشونت در اطراف زمین در تمام طول روز، خطر درهم تنیدگی تصادفی انبوه از نشانهای شانهی بینهایت Stone Island بود که به نمایش گذاشته شده بود. وستهم همیشه مدعی پیروزی در اینجا بود. آخرین گردش مالی سالانه آنها ۲۲۶ میلیون پوند بود. میلوال یک دهم آن را دارد. سوء مدیریت مزمن این بازی را برای ما به ارمغان آورد. بیکفایتی هیئت مدیره باعث آن شد. و جدا از تیمهای بازیکننده، میلوال از اولین توپ گمشده که با غرور ادعا شد، بسیار متمرکز بود. نیل در سال گذشته یک بازی پاس روانتر را معرفی کرده است، اما این همه در مورد انرژی و سرعت بود. در اوایل، زاک استرج، جارود بوئن را به زمین انداخت تا تشویقهای عظیم و تأییدآمیز را به دست آورد، سپس پاسی را به تایریک آرکونته فرستاد که نتوانست شوت خود را بزند. و با گذشت ۱۶ دقیقه، میلوال با گلی که در چند مرحله به ثمر رسید، پیش افتاد. ابتدا مادس هرمانسن یک نجات عالی با یک دست از مارک سایکس انجام داد، سپس یکی دیگر، با پریدن، از آرکونته. توپ به سمت محوطه شش یاردی به کالب تیلور رفت که با نیمه والی زیبا آن را به تور چسباند. دن با سر و صدایی چنان شدید فوران کرد که زبالهسوز لویشام در انتهای خیابان کولد بلو لین (طرفداران میلوال به شما خواهند گفت که یک زبالهسوز در سطح جهانی است) باید بر روی پایههای خود لرزیده باشد. و آنها ادامه دادند. آرکونته یک فرصت خوب دیگر را ایجاد کرد و سپس آن را از دست داد. جنسون متکالف از فاصله ۳۵ یاردی به یک توپ گمشده ضربه زد که شیرجه رفت و چرخید و به تیرک افقی برخورد کرد و برگشت. و در وقت اضافه نیمه اول، دوباره از یک پرتاب بلند از سمت راست، نتیجه ۲-۰ شد. این بار توپ به کامییل نغلی افتاد که یک لمس خوب از زیر پاهایش گرفت و آن را به تور کوبید. پابلو و کانته در نیمه وقت وارد شدند و وستهم شروع به فشار کرد. بوئن یک نجات خوب از فیلیپ مارشال را رقم زد. آرنه انگلس شوت سختی را به سر جیک کوپر شلیک کرد که یک بار سرش گیج رفت، به یاد آورد کجا است، سپس به سادگی آن را تحمل کرد. در دقیقه ۷۴، وستهم با شوت قدرتمند و کم ارتفاع کانته یکی را پس گرفت. آنها در حال شکار این بازی بودند. بوئن به نظر میرسید که تمام عناصر بازی را هدایت میکند. مجموعهای از کرنرها دور ریخته شد، تا اینکه در نهایت کنستانتینوس ماوروپانوس، گل تساوی را با سر به ثمر رساند. میلوال تا کارت قرمز مقاومت کرد، سپس وستهم تا پایان مقاومت کرد. در سوت پایان، حتی مقداری سینه به سینه شدن بین بوئن و ماتیس سرویس وجود داشت، سنتها حفظ شدند، خط خانوادگی مورد احترام قرار گرفت، و سپس سرود «شما از برموندی خارج خواهید شد» از سوی هواداران میلوال سروده شد. این روزها بیشتر شبیه قطارهای منطقهای خواهد بود، بازگشت به مکانهای فراتر از آسمانخراشهای کنار رودخانه. اما این یک بازی فوقالعاده بود و ادای احترامی شایسته به قدرت پایدار همهی اینها بود.